تبليغاتX
ღ♥ღ به نام تك صليب كليساي عشق ღ♥ღ
kiiiiiiiiiis

Image By Pic.Blogfa.Com 


|لينك مطلب| نوشته شده در پنجشنبه سوم اردیبهشت 1388 ساعت 17:3 توسط |

سلام بر حسین (ع)

سلام بر حسین (ع)

ماه محرم الحرام تسليت باد


|لينك مطلب| نوشته شده در شنبه هفتم دی 1387 ساعت 12:26 توسط |

چهره ها ...!!!

 


|لينك مطلب| نوشته شده در چهارشنبه بیستم آذر 1387 ساعت 18:23 توسط |

دوستت دارم

 

دوستت دارم

    دوستت دارم ای شبخیز شبهای من...

     دوستت دارم ای مهتاب شبهای تاریکم...

   دوستت دارم ای آفتاب روزهای بارانیم...

  دوستت  دارم ای چشمه ی خشکسالیهای دلم...

 دوستت دارم ای غنچه ی باغ سوخته ی دلم...

 دوستت دارم ای رفیق تنهایی...

   دوستت دارم ای باغبان گل شقایق...

     دوستت دارم ای دوست داشتنیترین دوست...

   دوستت دارم


|لينك مطلب| نوشته شده در چهارشنبه بیستم آذر 1387 ساعت 18:14 توسط |

زیبــــا

 


|لينك مطلب| نوشته شده در چهارشنبه بیستم آذر 1387 ساعت 18:9 توسط |

بخون ارزششو داره

  

  سر کلاس درس معلم پرسید: هی بچه ها چه کسی میدونه عشق یعنی چی؟

هیچکس جوابی نداد همه ی کلاس به یکباره ساکت شد همه به هم دیگه نگاه میکردن.

ناگهان عسل یکی از بچه های کلاس اروم سرشو انداخت پایین در حالی که اشک تو

چشاش جمع شده بود....

عسل سه روز بود با کسی حرف نزده بود بغل دستیش نیوشا موضوع رو ازش پرسید.

بغض عسل ترکید و شروع کرد به گریه کردن . معلم اون دید و گفت:

عسل جان تو جواب بده دخترم عشق چیه ؟

عسل با چشمای قرمز و پف کرده و با صدای گرفته گفت: عشق؟

دوباره یه نیشخند زد و گفت: عشق....ببینم خانم معلم شما تا بحال کسی رو دیدی که بهت بگه

عشق چیه؟

معلم مکث کرد و جواب داد:خب نه ولی الان دارم از تو می پرسم.

عسل گفت:بچه ها بذارید یه داستانی رو از عشق براتون تعریف کنم تا معنی عشق رو خوب

درک کنید نه معنی شفاهیشو حفظ کنید.

و ادامه داد : من شخصی رو دوست داشتم و دارم از وقتی که عاشقش شدم با خودم عهد بستم

که تا وقتی که نفهمیدم از من متنفره به جز اون شخص دیگه ای رو توی دلم راه ندم . برای

یه دختر بچه خیلی سخته که به یه چنین عهدی عمل کنه . گریه های شبانه به دور از چشم بقیه

به طوری که بالشم خیس میشد اما دوسش داشتم بیشتر از هر چیزی و هر کسی حاضر بودم

هر کاری بزایش بکنم هر کاری.....

من تا مدتی پیش نمی دونستم که اونم منو دوست داره ولی یه مد ت پیش فهمیدم اون حتی قبل از

اینکه من عاشقش باشم عاشقم بوده... چه روزای قشنگی بود اس ام اس بازی های شبانه

صحبت های یواشکی ما با هم خیلی خوب بودیم عاشق هم دیگه بودیم از ته قلب هم دیگه رو

دوست داشتیم وهر کاری برای هم میکردیم من چن بار دستشو گرفتم یعنی اون دست من گرفت

خیلی گرم بودن عشق یعنی توی سردترین هوا با گرمی وجود یکی گرم بشی عشق یعنی حاضر باشی

همه چیزتو به خاطرش از دست بدی عشق یعنی از هر چیزو هر کسی به خاطرش بگذری اون

زمان خانواده های ما زیاد باهم خوب نبودن اما عشق من بهم میگفت که دیگه طاقت ندارم و موضوع

رو به پدرم گفت . پدرم از این موضوع خیلی ناراحت شد و فکر نمی کرد توی این مدت بین ما

یه چنین احساسی پدید بیاد ولی اومده بود . پدرم میخواست عشق منو بزنه ولی من طاقت نداشتم

نمی تونستم ببینم پدرم عشق منو بزنه رفتم جلوی دست پرم و گفتم :پدر منو بزن اونو ول کن

خواهش میکنم بذار بره بعد بهش اشاره کردم برو اون گفت عسل من نمی تونم بذارم که بجای

من تو رو بزنه من با دستم اونو به یه طرف هل دادم و گفتم به خاطر من برو.....

اون رفت و پدرم منو به رگبار کتک بست عشق یعنی حاضر باشی هر سختی رو به خاطر

راحتیش تحمل کنی.بعد اون روز عشق من رفت ما بهم قول داده بودیم که کسی رو تو زندگیمون

راه ندیم اون رفت از اون روز به بعد کسی ازش خبری نداشت اون فقط یه نامه برام فرستاد

که توش نوشته شده بود:

عسل عزیزم من همیشه تو رو دوست داشتم و دارم من تا اخرین ثانیه ی عمرم به عهدم وفا میکنم

و منتظرت می مونم شاید ما تو این دنیا به هم نرسیم ولی بون عاشقا تو اون دنیا به هم میرسن

پس من زودتر میرم اونجا منتظرت می مونم خدانگهدار گلکم مواظب خودت باش

دوستدار تو......

عسل که صورتش از اشک خیس بود نگاهی به معلم کرد و گفت :خب خانم معلم گمان میکنم

جوابم واضح بود. معلم هم که به شدت گریه میکرد گفت: اره دخترم میتونی بشینی.

عسل به بچه ها نگاه کرد همه داشتند گریه میکردند ناگهان در باز شد و ناظم داخل کلاس شد

و گفت:پدرو مادر عسل اومدن دنبال عسل برای ختم مراسم یکی از بستگان .

عسل بلند شد و گفت :چه کسی؟

ناظم جواب داد: نمی دونم یه پسر جوان.

دستهای عسل شروع کر به لرزیدن .پاهاش ذیگه توان ایستادن نداشت ناگهان روی زمین افتاد و

بلند نشد ....

اره عسل قصه ی ما رفته بود رفته بود پیش عشقش و من مطمئنم اون و تا توی اون دنیا به هم

رسیدن.....

عسل همیشه این شعرو تکرار میکرد:

خواهی که جهان در کف اقبال تو باشد                         خواهان کسی باش که خواهان تو باشد

خواهی که جهان در کف اقبال تو باشد                          اغاز کسی باش که پایان تو باشد


|لينك مطلب| نوشته شده در چهارشنبه یکم آبان 1387 ساعت 21:39 توسط |

happy valentine




|لينك مطلب| نوشته شده در چهارشنبه یکم آبان 1387 ساعت 21:10 توسط

لبخندی زیبا

Image By Pic.Blogfa.Com

ادامه مطلب
|لينك مطلب| نوشته شده در چهارشنبه سوم مهر 1387 ساعت 15:58 توسط |

راز عشــــق

 

راز  عشق در تواضع است .

این صفت به هیچ وجه نشانه تظاهر نیست.

بلکه نشان دهنده احساس و تفکری قوی است.

میان دو نفری که یکدیگر را دوست دارند،

تواضع مانند جویبار آرامی است که چشمه محبت

آنها را تازه و با طراوت نگه میدارد.

   

راز عشق در احترام متقابل است.

احساسات متغیر اند، اما احترام دو طرف ثابت می ماند .

اگر عقاید شریک زندگی ات با عقاید تو متفاوت است ،

 با احترام به نظریاتش گوش کن .

احترام باعث می شود که او بتواند خودش باشد .

راز عشق در این است که

 به یکدیگر سخت نگیرید .

عشقی که آزادانه هدیه نشود اسارت است .

    

راز عشق در این است که

 هر روز کاری کنی که شریک زندگی ات را

خوشحال کند ،

کاری مثل دادن هدیه ای کوچک ،تحسین ،

 لبخندی از روی محبت .

نگذار که جویبار محبت از کمی باران ، بخشکد.

      

راز عشق در این است که

 رابطه تان را مانند یک باغ ، با محبت تزئین کنید .

بذر علاقه ها و عقیده های تازه را

 بکار که زیبایی بروید .

ضمنا فراموش نکن که باغ را باید هرس کرد ، مبادا

 غنچه های گل پوشیده از علف های هرز عادت شود .

برای اینکه عشق همواره با طراوت بماند فباید به آن

 مثل هنر خلاقانه نگاه کرد .

   

راز عشق در خوش مشربی است .

شوخی با دیگران را فراموش نکن ، در ضمن

 مراقب شوخی هایت هم باش .

شوخی نا پسند نکن . شوخی باید از روی حسن

 نیت باشد ،نه نیشدار .

   

راز عشق در این است که

 حقیقت اصلی عشق ، یعنی تفکر را از یاد نبری .

آیا یک رابطه دراز مدت ، مهم تر از اختلافات

کوچک و زود گذر نیست ؟

     

راز عشق در این است که

 طرف مقابلت را تحسین کنی .

هر گز با فرض این که خودش این چیز ها را

 می داند ،از تحسین غافل نشو .

مشکلی پیش نخواهد آمد اگر بار ها با خلوص نیت

 بگویی : دوستت دارم .

گر چه احساسات بشری به قدمت نسل بشر

 است ، اما کلمات همواره تازه و جوان خواهند ماند .

   

راز عشق در این است که

 در سکوت دست یکدیگر را بگیرید .

کم کم یاد می گیرید که بدون کلام رابطه برقرار کنید .

   

راز عشق در استواری است .

در فصول مختلف زندگی ،

 عشقتان را مانند کوه بلندی استوار ،

مانند خاک حاصلخیزی پر ثمر

و مانند آفتاب چنان در مرکزیت نگه دارید ،

که همه ستارگان گسترده زمان و فضا به دور

 آن گردش کنند.


|لينك مطلب| نوشته شده در چهارشنبه سوم مهر 1387 ساعت 15:31 توسط

خوشـــــگل

 Image By Pic.Blogfa.Com



ادامه مطلب
|لينك مطلب| نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم شهریور 1387 ساعت 16:27 توسط |


Image By Pic.Blogfa.Com


|لينك مطلب| نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم شهریور 1387 ساعت 16:1 توسط

دو عاشق کوچولو

Image By Allpic.ir


|لينك مطلب| نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم شهریور 1387 ساعت 15:58 توسط

عکسای با حال از بازیگران ایرانی

با به برای دیدن عکسهاادامه مطلب برید...



ادامه مطلب
|لينك مطلب| نوشته شده در دوشنبه چهارم شهریور 1387 ساعت 16:29 توسط |

حقیـــقت عشــــق

 

۱) در روزهای بارانی چتر الگوی فداکاری است.پس چتری باش برای آنکه دوستش داری در روزهای بارانی اش.

۲) اگه یه روزی به یه در بزرگ رسیدی که یه قفل بزرگ داشت نترس و نا امید نشو چون اگه قرار بود قفل باز نشه جای در دیوار بود.

۳) هیچ وقت عشق رو گدای نکن چون معمولا چیزه با ارزشی را به گدا نمیدن.

۴) همیشه برا گلی گلدون باش که وقتی به اوج هم رسید یادش باشه ریشه اش کجاست.

۵) آرزوهاتو تو یه کاغذ بنویس و یکی یکی از خدا بخواه خدا یادش نمیره ولی ممکنه تو یادت بره که چیزی که امروز داری آرزوی دیروزت بوده


|لينك مطلب| نوشته شده در دوشنبه چهارم شهریور 1387 ساعت 15:42 توسط |


 

شبی از پشت یک تنهایی نمناک بارانی تو را با لهجه گلهای نیلوفر صدا کردم

 

         تمام شب برای با طروات ماندن باغ قشنگ آرزوهایت دعا کردم

 

          پس از یک جستجوی نقره ای در کوچه های آبی احساس

 

         تو را از بین گلهایی که در تنهاییم روئید با حسرت جدا کردم

                  

       و تو در پاسخ آبی ترین موج تمنای دلم گفتی:

                               

      دلم حیران و سرگردان چشمانی است رویایی

 

    و من تنها برای دیدن زیبایی آن چشم تو را در دشتی از تنهایی و حسرت رها کردم

 

           همین بود آخــــــــــــــرین حرفت....

 

     و من بعد از عبور تلخ و غمگینت حریم چشمهایم را بر روی اشکی

 

     از جنس غروب و ساکت و نارنجی خورشید وا کردم

 

     نمیـــــدانم چــــرا رفتــــــــــــــــــی!!؟؟؟؟

 

نمیدانم چــــــــــــــــــــــــــــــــــرا؟

 

 شاید خطا کردم...

 

و تو بی آن که فکر غربت چشمان من باشی

 

نمیدانم کجــــــــــــــا؟؟؟؟

 

تا کـــــــــــــی؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

برای چــــــــــــــــــــــــــــه؟؟؟؟؟؟؟؟

 

ولی رفــــــــــــــــــــــتی...

 

و بعد از رفتنت باران چه معصومانه میبارید

 

و بعد از رفتنت یک قلب دریایی ترک برداشت

 

و بعد از رفتنت رسم نوازش در غمی خاکستری گم شد

 

و گنجشکی که هر روز از کنار پنجره با مهربانی دانه برمیداشت،تمام بالهایش غرق در اندوه و غربت شد

 

و بعد از رفتنت آسمان چشمهایم خیس باران بود

 

و بعد از رفتنت انگار کسی حس کرد من بی تو تمام هستی ام از دست خواهد رفت

 

کسی حس کرد من بی تو هزار بار در هر لحظه خواهم مـــــــــــــرد

 

و بعد از رفتنت دریا چه بغضی کرد

 

کسی فهمید تو نام مرا از یاد خواهی برد

 

و من با اینکه میدانم تو هرگـــــــــــز یاد من را با عبور خود نخواهی برد

 

هنوز آشفته چشمان تـــــوام...

 

برگـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــرد...!!

 

ببین که سرنوشت انتظار من چه خواهد شد...

 

و بعد از این همه طوفان و وهم و پرسش و تردید کسی از پشت قاب پنجره آرام و زیبا گفت:

 

تو هم در پاسخ این بی وفایی ها بگو در راه عشق و انتخاب آن خطا کردم..

 

و من در حالتی ما بین اشک و حسرت و تردید کنار انتظاری که بدون پاسخ و سردست

 

و من در اوج پاییزترین ویرانی یک دل میان غصه ای از جنس بغض کوچک یک ابر

 

نمیدانم چــــــــــــــــــــــــــرا؟؟؟؟؟

 

شاید به رسم عادت پروانگی باز برای شادی و خوشبختی باغ قشنگ آرزوهایت

 

دعـــــــــــــــــــــــــــــــا کردم


|لينك مطلب| نوشته شده در دوشنبه چهارم شهریور 1387 ساعت 15:33 توسط

تقديم به ...

Bosesh kon :D

 

تقديم به چشمي كه اشكش منم،

 تقديم به اشكي كه غمش منم،

تقديم به شمعي كه پروانه اش منم،

 تقديم به گلزاری كه گلش...تويي.

وتقديم به عشقي كه عاشقش منم



ادامه مطلب
|لينك مطلب| نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم مرداد 1387 ساعت 14:41 توسط |

تلاطم نگاهت

با برخورد چشمانم به دریای پر تلاطم نگاهت

آرامش از من گسیخت!!

چشمانم با چشمانت و روحم با روح پاکت گره خورد 

من دیگر از آن خود نیستم از آن تو هم نیستم

از آن خدایم تا که تو را ز من کند


|لينك مطلب| نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم مرداد 1387 ساعت 14:18 توسط

عشق



ادامه مطلب
|لينك مطلب| نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم مرداد 1387 ساعت 13:53 توسط

عادت

این روزا عادت همه رفتن و دل شکستنه           

                                         درد تموم عاشقا پای کسی نشستنه

 این روزا مشق بچه ها یه صفحه آشفتگیه              

                                     گرد روی آینه ها فقط غم زندگیه

  این روزا درد عاشقا فقط غم ندیدنه                      

                                         مشکل بی ستاره ها یه کم ستاره چیدنه

این روزا کار گلدونا از شبنمی تر شدنه                 

                                         آرزوی عاشقانه یه شب کبوتر شدنه ...


|لينك مطلب| نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم مرداد 1387 ساعت 13:47 توسط

ســـکوت شـــمع

 

  
 


|لينك مطلب| نوشته شده در جمعه یازدهم مرداد 1387 ساعت 18:11 توسط |

تقـــــــــــدیم به دوستای گلـــــــــــم

 

 


|لينك مطلب| نوشته شده در جمعه یازدهم مرداد 1387 ساعت 18:3 توسط

شــــب

 

 

 شب را دوست دارم! چون ديگر رهگذري از كوچه پس كو چه هاي شهرم نمي گذرد تا سر گرداني مرا ببيند . چون انتها را نمي بينم .تا براي رسيدن به آن اشتياقي نداشته باشم ! 

 شب را دوست دارم چون ديگر هيچ عابري از دور اشك هاي يخ زده ام را در گوشه ي چشمان بي فروغم نمي بيند ! 

 شب را دوست دارم : چرا كه اولين بار تو را در شب يافتم.... 

  از شب مي ترسم : تو را در شب از دست دادم.!! 

  از شب متنفرم ، به اندازه ي تمام عشق هاي دروغين با آفتاب قهرم چرا شبها به ديدارم نمي آيد؟... 

 


|لينك مطلب| نوشته شده در جمعه یازدهم مرداد 1387 ساعت 17:6 توسط

راز عشـــــق

         

 

راز اول عشق


راز عشق در تواضع است . این صفت نشانه ی تظاهر نیست. بلکه نشان دهنده ی احساس وتفکری قوی است. میان دونفری که یکدیگر را دوست دارند ، تواضع مانند جویبار آرامی است که چشمه ی محبت

آنها را تازه و با طراوت نگه میداردترام دو طرف ثابت می ماند. اگر عقاید شریک زندگی ات با عقاید تو

متفاوت است، با احترام به نظرهایش گوش کن . احترام باعث می شود که او بتواند خودش باشد. 
  

 

 راز دوم عشق 


راز عشق در احترام متقابل است. احساسات متغیرند،اما احترام دو طرف ثابت می ماند. اگر عقاید شریک زندگی ات با عقاید تو متفاوت است، با احترام به نظرهایش گوش کن . احترام باعث می شود که او بتواند خودش باشد. 

 

 

راز سوم عشق



راز عشق در اين است كه به يكديگر سخت نگيريد . عشقي كه آزادانه هديه نشود ، اسارت است



راز چهارم عشق


راز عشق در اين است كه رابطه تان را مانند يك باغ با محبت تزيين كنيد . بذر علاقه ها و عقيده هاي تازه بكار كه زيباييبرويد . ضمنا" فراموش نكن كه باغ را بايد هرس كرد ، مبادا غنچه هاي گل پوشيده از

علف هاي هرزه ي عادت ها شود .براي آنكه عشق همواره با طراوت بماند ، بايد به آن مثل هنر ، خلاقانه نگاه كرد.
 

 

راز پنجم عشق


راز عشق در خوش مشربي است . شوخي با ديگران را فراموش نكن ، در ضمن مراقب شوخي ها هم باش . شوخي ناپسند نكن . شوخي بايد از روي حسن نيت باشد ، نه نيشدار

 

راز ششم عشق


راز عشق در اين است كه هر روز كاري كني كه شريك زندگيت را خوشحال كند ، كاري مثل دادن هديه اي كوچك ، تحسين،لبخندي از روي محبت . نگذار كه جويبار محبت تان از كمي باران ، بخشكد

 

 
راز هفتم عشق


راز عشق در اين است كه حقيقت اصلي عشق ، يعني تفكر را از ياد نبري . آيا يك رابطه ي دراز مدت ، مهمتر از اختلافاتكوچك و زود گذر نيست ؟

 

 

 

راز هشتم عشق


راز عشق در اين است كه مانع بروز هيجانات منفي در وجودت شوي ، و صبر كني تا خونسردي را دوباره به دستآوري . با اين كه احساس جلوه ي الهام است ، اما شخص عصباني نمي تواند چيز ها را با وضوح  

درك كند . قلبت را آرامكن تنها به اين وسيله مي تواني چيز ها را همان طور كه هستند ، دريابي .   

 


 
راز نهم عشق


راز عشق در اين است كه طرف مقابلت را تحسين كني . هرگز با فرض اين كه خودش اين چيزها را مي داند ، از تحسينكردن غافل مشو . مشكلي پيش نخواهد آمد اگر بارها با خلوص نيت بگويي : دوستت دارم . گرچه

 

 احساسات بشري بهقدمت نسل بشر است ، اما كلمات همواره تازه و جوان خواهند ماند

 

 

راز دهم عشق


راز عشق در اين است كه در سكوت دست يكديگر را بگيريد . كم كم ياد مي گيريد كه بدون

كلام رابطه برقرار كنيد .


 


|لينك مطلب| نوشته شده در سه شنبه یکم مرداد 1387 ساعت 15:13 توسط |

عشق

 

 

 

فکر میکردم که عشق یک پرنده است
یک گل است
یک ترانه است
یا که خنده های کودکانه است
هر چه هست جاودانه است

•••

فکر میکنم که عشق مذهب است
آب و نان و باد و خاک و خانه نیست
مکتب است...

•••

عشق مرگ نیست
زندگی ست
سخت نیست
عین سادگی ست
عشق عاشقانه های باد و گنذم است
اولین پناهگاه کودکی
آخرین پناهگاه آدم است
روی برگ لاله های سرخ نو شکفته در سپیده دم
چو شبنم است

 


|لينك مطلب| نوشته شده در شنبه بیست و نهم تیر 1387 ساعت 20:51 توسط |

تقـــــدیم بـه دوسـتای گلــــــــم

 


|لينك مطلب| نوشته شده در دوشنبه دهم تیر 1387 ساعت 14:5 توسط |

دوست دارم

 

  

دوست دارم بهت نگم دوست دارم دوست دارم احساس كني دوست دارم


|لينك مطلب| نوشته شده در یکشنبه نهم تیر 1387 ساعت 19:49 توسط |

< /body> var namePrompt = prompt("ببخشيد اسم خوشگلتون؟",""); function dispname (namePrompt) { document.write(""+namePrompt+""); }
*
*
*
*

STARMAX Blog

>