تبليغاتX
ღ♥ღ به نام تك صليب كليساي عشق ღ♥ღ
خوشـــــگل

 Image By Pic.Blogfa.Com



ادامه مطلب
|لينك مطلب| نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم شهریور 1387 ساعت 16:27 توسط |


Image By Pic.Blogfa.Com


|لينك مطلب| نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم شهریور 1387 ساعت 16:1 توسط

دو عاشق کوچولو

Image By Allpic.ir


|لينك مطلب| نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم شهریور 1387 ساعت 15:58 توسط

عکسای با حال از بازیگران ایرانی

با به برای دیدن عکسهاادامه مطلب برید...



ادامه مطلب
|لينك مطلب| نوشته شده در دوشنبه چهارم شهریور 1387 ساعت 16:29 توسط |

حقیـــقت عشــــق

 

۱) در روزهای بارانی چتر الگوی فداکاری است.پس چتری باش برای آنکه دوستش داری در روزهای بارانی اش.

۲) اگه یه روزی به یه در بزرگ رسیدی که یه قفل بزرگ داشت نترس و نا امید نشو چون اگه قرار بود قفل باز نشه جای در دیوار بود.

۳) هیچ وقت عشق رو گدای نکن چون معمولا چیزه با ارزشی را به گدا نمیدن.

۴) همیشه برا گلی گلدون باش که وقتی به اوج هم رسید یادش باشه ریشه اش کجاست.

۵) آرزوهاتو تو یه کاغذ بنویس و یکی یکی از خدا بخواه خدا یادش نمیره ولی ممکنه تو یادت بره که چیزی که امروز داری آرزوی دیروزت بوده


|لينك مطلب| نوشته شده در دوشنبه چهارم شهریور 1387 ساعت 15:42 توسط |


 

شبی از پشت یک تنهایی نمناک بارانی تو را با لهجه گلهای نیلوفر صدا کردم

 

         تمام شب برای با طروات ماندن باغ قشنگ آرزوهایت دعا کردم

 

          پس از یک جستجوی نقره ای در کوچه های آبی احساس

 

         تو را از بین گلهایی که در تنهاییم روئید با حسرت جدا کردم

                  

       و تو در پاسخ آبی ترین موج تمنای دلم گفتی:

                               

      دلم حیران و سرگردان چشمانی است رویایی

 

    و من تنها برای دیدن زیبایی آن چشم تو را در دشتی از تنهایی و حسرت رها کردم

 

           همین بود آخــــــــــــــرین حرفت....

 

     و من بعد از عبور تلخ و غمگینت حریم چشمهایم را بر روی اشکی

 

     از جنس غروب و ساکت و نارنجی خورشید وا کردم

 

     نمیـــــدانم چــــرا رفتــــــــــــــــــی!!؟؟؟؟

 

نمیدانم چــــــــــــــــــــــــــــــــــرا؟

 

 شاید خطا کردم...

 

و تو بی آن که فکر غربت چشمان من باشی

 

نمیدانم کجــــــــــــــا؟؟؟؟

 

تا کـــــــــــــی؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

برای چــــــــــــــــــــــــــــه؟؟؟؟؟؟؟؟

 

ولی رفــــــــــــــــــــــتی...

 

و بعد از رفتنت باران چه معصومانه میبارید

 

و بعد از رفتنت یک قلب دریایی ترک برداشت

 

و بعد از رفتنت رسم نوازش در غمی خاکستری گم شد

 

و گنجشکی که هر روز از کنار پنجره با مهربانی دانه برمیداشت،تمام بالهایش غرق در اندوه و غربت شد

 

و بعد از رفتنت آسمان چشمهایم خیس باران بود

 

و بعد از رفتنت انگار کسی حس کرد من بی تو تمام هستی ام از دست خواهد رفت

 

کسی حس کرد من بی تو هزار بار در هر لحظه خواهم مـــــــــــــرد

 

و بعد از رفتنت دریا چه بغضی کرد

 

کسی فهمید تو نام مرا از یاد خواهی برد

 

و من با اینکه میدانم تو هرگـــــــــــز یاد من را با عبور خود نخواهی برد

 

هنوز آشفته چشمان تـــــوام...

 

برگـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــرد...!!

 

ببین که سرنوشت انتظار من چه خواهد شد...

 

و بعد از این همه طوفان و وهم و پرسش و تردید کسی از پشت قاب پنجره آرام و زیبا گفت:

 

تو هم در پاسخ این بی وفایی ها بگو در راه عشق و انتخاب آن خطا کردم..

 

و من در حالتی ما بین اشک و حسرت و تردید کنار انتظاری که بدون پاسخ و سردست

 

و من در اوج پاییزترین ویرانی یک دل میان غصه ای از جنس بغض کوچک یک ابر

 

نمیدانم چــــــــــــــــــــــــــرا؟؟؟؟؟

 

شاید به رسم عادت پروانگی باز برای شادی و خوشبختی باغ قشنگ آرزوهایت

 

دعـــــــــــــــــــــــــــــــا کردم


|لينك مطلب| نوشته شده در دوشنبه چهارم شهریور 1387 ساعت 15:33 توسط

< /body> var namePrompt = prompt("ببخشيد اسم خوشگلتون؟",""); function dispname (namePrompt) { document.write(""+namePrompt+""); }
*
*
*
*

STARMAX Blog

>